مصطفى محقق داماد

73

مباحثى از اصول فقه ( فارسى )

جمله شرطيّه كه از شرط و جزا تركيب يافته ، داراى مفهوم هست يا نه ؟ علماى اصول مىگويند جملات شرطيّه دوگونه‌اند ؛ كه يك گونه‌اش مسلما مفهوم ندارد و آن در جائى است كه شرط ، محقّق موضوع باشد . با اين توضيح كه گاهى تحقق جزا در خارج منوط به تحقّق شرط است ، و بدون آن هرگز اتفاق نمىافتد . مثلا دستور داده مىشود : « اگر داراى فرزند پسرى شدى ، نامش را محمد بگذار . » واضح است كه تحقّق نامگذارى محمّد منوط به دارا شدن فرزند پسر است . يعنى شرط ، محقّق موضوع است . ولى هميشه اين‌طور نيست ، مثلا گوينده مىگويد : « اگر دوستانت به تو احسان كردند ، به آنان احسان كن . » در اينجا ممكن است شكل شرط يعنى احسان دوستان تحقّق پيدا نكند ، ولى جزا يعنى احسان متقابل شنونده تحقّق بيابد . اصل بحث در اينجا است و جملات شرطيه‌اى كه ممكن است داراى مفهوم باشد ، از اين نوع است . و الّا جملات شرطيّه نوع اوّل قطعا مفهوم ندارد . يعنى مفهوم در جائى است كه با نيامدن شرط ، احتمال و امكان آمدن جزا باشد . اصوليّين مىگويند براى اينكه جملات شرطيّه مفهوم مخالف داشته باشد ، سه چيز لازم است : اوّل اينكه بين شرط و جزا رابطهء منطقى وجود داشته باشد . دوّم اينكه بايد بين شرط و جزا رابطه سبب و مسبّبى موجود باشد ، يعنى شرط جملهء اول ، سبب جمله دوم باشد . سوّم اينكه جزا كه مسبب از شرط است تنها سببش همين شرط باشد ، يعنى سبب ديگرى نداشته باشد . علماى اصول مىگويند در جملات شرطيّه اين سه مطلب